السيد الطباطبائي
514
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
من المصالح التى تستدعى التكليف الكذائى و القضاء هو الحكم بالوجوب و الحرمة مثلا بامر أو نهى . ترجم حديث : ابن اذينه مى گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : فدايت شوم ، چه مى گوئى در قضا و قدر - ؟ فرمود : مى گويم : خداوند متعال وقتى كه در روز قيامت بندگان را جمع مىكند ، از آن چه به آنان مقرّر كرده ، بازخواست خواهد كرد . و از آن چه خودش قضاء كرده باز خواست نخواهد كرد . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : اين حديث دلالت دارد كه قضا و قدر تنها در غير امور تكليفيّه مانند مصائب و بيمارى ها و امثال شان ، هست ( يعنى در امور تكليفيّه قضا و قدر نيست ) ، پس در اين صورت مراد قضا و قدر حتمى است . توضيح : نتيجه سخن مرحوم مجلسى چنين مىشود : قضا و قدر دو نوع است حتمى و غير حتمى ، امور تكليفيّه مشمول نوع دوم است نه نوع اول . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اين حديث دلالت دارد كه تكاليف و احكام ، امور اعتبارى هستند ، نه تكوينى . و مورد قضا و قَدَر به معنائى كه ( در احاديث و محاورات مى چرخد ) ، تكوينيات است . پس اعمال بندگان از حيث وجود خارجى مانند ديگر موجودات ، متعلَّقِ قضا و قدر ، هستند . و اما از حيث تعلّق امر و نهى و نيز از حيث اشتمال شان بر طاعت و معصيت ، امور اعتبارىِ قراردادى هستند كه از دايره قضا و قدر خارج هستند . مگر به يك معنى ديگر كه اميرالمومنين ( ع ) هنگام برگشت از صفين به آن مرد شامى بيان كرد ، چنان كه در روايات هست .